تبليغاتX
رد پای من


رد پای من

هر کی دلتو شکست صداشو در نیار یه روز دلش می شکنه صداش در میاد

پای تو نشستم ببین که آخرش چی شد
آرزوهای قشنگم واسه تو سهم کی شد
دلموشکستی و رفتی پی کار خـودت
اینا تقصیر توئه اون دل ِ بیمار خودت
دل ِ بیمار خودت….

خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میبـره
قلبـمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تـو آزادی

خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میبـــره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تــــو آزادی

میدونستم مزه ی عشقم دلتو میزنه
دل تو یه تیکه سنگه خب محاله بشکنه
تو رو دست کم گرفتــم که این شد آخرش
هنوزم خاطرت اینجاست بیابردار ببرش
بیا بردار ببرش….

خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میـــبره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تو آزادی

      در تاريخ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390|سـاعت 14:29| توسط  marmar|

هـــــــــــــــــــــــــــــنوز عادت به تنهایی ندارم

بـــــــــــــــــــــــــــــــاید هر جوریه  طاقت بیارم

اســــــــــــــــــــــــــــیرم بین عشق و بیخیالی

چــــــــــــــــــــــــــــه دنیای غریبی بی تو دارم

مـــــــــــــــــــــــــــی ترسم توی تنهایی بمیرم

کـــــــــــــــــــــــــــمک کن تا دوباره جون بگیرم

یـــــــــــــــــــــــــــــه وقتایی به من نزدیکترشو

دارم حــــــــــــــــــــــس میکنم از دست می رم

نمی ترسی ببینی برای دیدن تو ، یــــــــه روز از درد دلتنگی بمیرم

تو که باشی کنارم میخوام دنیا نباشه ، تو دستای تو آرامش بگیرم

بـــــگو سهم من از تو چی بوده غیر از این تب

کـــــــــــــــــــــی و دارم به جز تنهایی امشب

مـــــــــــیخوام امشب بیوفته به پای تو غرورم

نـــــــــــــــــــــــــــــــمی تونم ببینم از تو دورم

دارم تــــــــاوان دلتنگیمو میدم ،کنار تو به آرامش رسیدم

بیا دنیامو زیبا کن دوباره خــــــدایـــــا از تو زیباتر ندیدم

 نـــــــــــــــــمی ترسی ببینی برای دیدن تو ، یــــــــه روز از درد دلتنگی بمیرم

تــــــــــــو که باشی کنارم میخوام دنیا نباشه ، تـــــــــو دستای تو آرامش بگیرم

بــــــگو سهم من از تو چی بوده غیر از این تب

کـــــــــــــــــــــی و دارم به جز تنهایی امشب

مـــــــــــیخوام امشب بیوفته به پای تو غرورم

نـــــــــــــــــــــــــــــــمی تونم ببینم از تو دورم

 

 

      در تاريخ پنجشنبه پانزدهم دی 1390|سـاعت 19:57| توسط  marmar|

می دانم بابا دو بخش است

بخشی در صحرا و بخشی بالای نی !!!

اما اینکه عمو چند بخش دارد فقط بابا می داند و بس !!!

 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

السلام علیک یا ابولفضل العباس

 

 

      در تاريخ شنبه نوزدهم آذر 1390|سـاعت 10:12| توسط  marmar|

چرا فکر می کنی چون دختری باید همیشه غمگین باشی؟
شکست خورده باشی؟!
عزیز من!
یاد بگیر که تو دختری!
باید ناز کنی !
اون نباید تورو ناراحت کنه!
هیشکی حق نداره اشکتو دراره!
اصلا برای چی به یک مرد اجازه می دی شادی زندگیتو ازت بگیره؟!
این اسمش عشق نیست به خدا!
خودتو گول نزن!
کسی که عاشق تو باشه.....
هرگز نمی تونه غمتو ببینه!
چه برسه به اینکه خودش عامل غمت باشه!!!
عاشق شو، که زندگی کنی!
یک عمر،آروم و بی غصه زندگی کنی!
 
      در تاريخ شنبه نوزدهم آذر 1390|سـاعت 9:46| توسط  marmar|

 
تلخ ترین اتفاق دنیا چیه؟؟؟

اینه که توبخوای اونم بخواد اما روزگار نخواد

      در تاريخ شنبه نوزدهم آذر 1390|سـاعت 9:41| توسط  marmar|

یادمون باشه!

هميشه ذره اي حقيقت پشت هر"فقط يه شوخي بود"

كمي كنجكاوي پشت"همينطوري پرسيدم"

قدري احساسات پشت" به من چه اصلا"

مقداري خرد پشت" چه ميدونم"

و اندكي درد پشت " اشكالي نداره"

وجود دارد

يادمون باشه ســــــــــــــــــــــــــــــاده نگذريم!

      در تاريخ یکشنبه ششم آذر 1390|سـاعت 8:49| توسط  marmar|

چه لحظه هايی که در زندگی تو را گم کردم اما تو همیشه کنارم بودی

چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردی

      در تاريخ یکشنبه ششم آذر 1390|سـاعت 8:47| توسط  marmar|

در زندگيم به هيچکس خيانت نکردم
جز خودم
وفاي به تو
خيانت به خودم بود.....!
      در تاريخ شنبه پنجم آذر 1390|سـاعت 11:2| توسط  marmar|

 
پـشـت یـك هـزار تـومـانـی نـوشـتـه بـود:

پـدر مـعـتـادم بـرای هـمـیـن پـولی كـه پـیـش تـوسـت

یـك شـب مـرا بـه دسـت صـاحـب خـانـه مـان سـپـرد...

خـدایـا چـقـدر مـی گـیـری ???

کـه بـگـذاری شـب اول قـبـر قـبـل از ایـنـکـه تـو ازم سـوال کـنـی ،
 
 مـن یـه چـیـزایـی ازت بـپـرسـم؟
      در تاريخ پنجشنبه سوم آذر 1390|سـاعت 9:42| توسط  marmar|

همیشه به من میگن
مثل بچه ی آدم رفتار کن!
من نمیدونم مثل هابیل باشم یا قابیل؟؟؟؟؟؟
      در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان 1390|سـاعت 10:35| توسط  marmar|

اگه ورزشی به نام " سَــگ دو " جز مسابقات المپیک 2012

بود حتماً ما ایرانیا می تونستیم خودی نشون بدیم...

      در تاريخ یکشنبه بیست و دوم آبان 1390|سـاعت 8:13| توسط  marmar|

نگاهم کرد ، پنداشتم دوستم دارد ،

نگاهم کرد در نگاهش هزاران عشق خواندم نگاهم کرد ،

دل به او بستم ، باز نگاهم کرد و …

تازه فهمیدم یارو خله ! فقط نگاه میکنه !

      در تاريخ دوشنبه نهم آبان 1390|سـاعت 23:9| توسط  marmar|

سه تا بهترین خوابیدن های دنیا :
۱ – خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای
۲ – خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی
۳ – خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده

شما كدومشو ترجيح مي دين ؟

      در تاريخ یکشنبه هشتم آبان 1390|سـاعت 22:2| توسط  marmar|

یه روز میاد که ازمون می پرسن : عمر خود را چگونه گذرانده اید؟
امیدوارم جوابمون این نباشه که :
به نام خدا ،
متاسفانه بدون یاد خدا
      در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390|سـاعت 10:6| توسط  marmar|

شخصي مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی

میشود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند

20 سنت اضافه تر می دهد!

می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت

اضافه را برگردانم یا نه؟

آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم

و گفتم آقا این را زیاد دادی ...

گذشت و به مقصد رسیدیم .

موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟

گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم

اما هنوز کمی مردد بودم.

وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم .

با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم .

فردا خدمت می رسیم!

تعریف می کرد :

تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد .

من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را

به بیست سنت می فروختم!!

      در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390|سـاعت 11:35| توسط  marmar|

داداش اینترنتی تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیرت!و بدون وجدان درد پر کنن لیستشونو از داداشای رنگ و وارنگ !!!
2-داداش خر زور تا در موقع لزوم حال بعضیا رو بگیره
3-داداش خوش تیپ و پولدار تا به دوستاش بگه این بی-اف منه
4-داداش خر خون تا در موقع امتحان براش تقلب بنویسه
5-داداش ماشین دار تا اونو اینور و اونور برسونه
6-داداشی که چشم دیدنشو نداره(همون داداش واقعی خودش)!

      در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390|سـاعت 9:6| توسط  marmar|

اس ام اس پسرها :

عزيزم چقدر دلم برات تنگ شده ، گلم چرا ازت خبري نيست.....

send to پريسا ، عاطفه ، نازنين ، مريم ، ژیلا ، خواهر ژیلا.... !!!


      در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390|سـاعت 9:4| توسط  marmar|

1. چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
2. چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟

3. چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟

4. چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟

5. چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟

6. چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟

7. چرا تو شهروند و ... چشم میدوزن به سبد همدیگه؟

8. چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟

9. چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟

10. چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟

11. چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟

12. چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟

13. چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟

14. چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟

      در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390|سـاعت 8:44| توسط  marmar|

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.


نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید
.


بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند
.

مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید.

موعد عروسی فرا رسید.زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.

مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 

20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.

همه تعجب کردند. و مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم"

      در تاريخ شنبه بیست و سوم مهر 1390|سـاعت 9:6| توسط  marmar|

یه حسی بهم میگه این زندگی ارزش هیچی نداره

نمی دونم چرا انقدر افسرده شدم :-( همش فکرای منفی

همش غصه دارم و حوصله هیچ کار ندارم

خودم حس میکنم واسه اینه که از خدا دور شدم و گناهام زیاده

خدایا با اینکه من بدم ولی تو کمکم کن

      در تاريخ چهارشنبه بیستم مهر 1390|سـاعت 10:52| توسط  marmar|